هوالمحبوب:
فقط آمدم بنویسم که نوشته باشم ..توی این واپسین لحظه های اردیبهشت
شاید بعدها درستش کنم تمام آنهایی که باید مینوشتم ...فرصتم کم است وحرفهایم بسیار
از تمام اردیبهشت وهمین لحظه های آخر
خدا راشکر که شروع شد وبالاخره تمام شد
***********************************************************
این پست همینجا تمام شد....توی همین چندجمله ی بالا و توی آخرین وواپسین لحظات پر از اشتیاق ودرده اردیبهشت...اما.....اینها را نوشتم ..چونکه تکه ای از اردیبهشت فقط توی اردیبهشتهای نوشتهای این وبلاگه خنده دار جا میشود...شاید نفهمی..اصلا اصرار نکن که بفهمی..من میفهمم...من وخودم با هم و....توکجای این جمله هایی؟نگرد..همه جا وهیچ جا....نه چون خوب درقالب بد جا نمیشه!...نه! حرفهای یواشکیه خودم ماله خودم..توی وبلاگه دلم..اینجا همین مختصر ؛ که یهو نترکم..
اول بار توی صفحه مانیتورم دیدمش...وقتی داشت سرک میکشید توی اتاقکها ومن پشت به در خیره به کامپیوتر بودم وتصویرش را دیدم که آمد ورفت ومن فقط لبخند زدم و توی دلم گفتم الهی ی ی ی ...چنددقیقه ای بیشتر طول نکشیدکه تمام طول وعرض و ارتفاع محوطه را قدم زدیم وآخرسرهم یه ارزن سایه پیدا کردیم ومن جاخوش کردم توی همون یه ارزن و خاطره گفتنها ردوبدل شد .مثل همیشه این من بودم که حرفها م مجال حتی نفس کشیدنم را هم نمیداد واو بود با یه عالمه سوال که نمیفهمم ونمیدونم این همه جواب به چه دردش میخوره! داشت کم کم پترس میشد
هوالمحبوب:
داری کیف میکنی.حتی از گیجیت هم کیف میکنی.از اونکه اون بالا نشسته وحواسش به همه چیز هست داری کیف میکنی.از اون که حواسش هست اردیبهشت های تورا بی خاطره های قشنگ رها نکنه داری کیف میکنی.از یاد آوری ضربان تند تند قلبت موقع دیدن گنبد فیروزه ای رنگ مسجده خاطره هات ویا با تصویر سازی مجدد بستنی خوشمزه ای که تموم وجودت را خنک میکنه داری کیف میکنی.حتی کیف میکنی وقتی به باد میاری با این همه داد وفریاد وآه وناله وفغان خنده دار ترین ارائه ی عمرت را تحویل استاد دادی!یا وقتی داری توی یه عالمه آجیل دنباله یه فندق بی پوسته میگردی.....داری کیف میکنی از تمام ثانیه هایی که گذشت.....حتی الان که چشمهات داره از درد میسوزه وپاهات را گذاشتی توی تشت آب تا یه خورده پاهات تنفس کنند و گرسنه وهمراه با قار وقور عجیب غریب شکمت وهمچین یه خورده کج وکوله نشسته ای منتظر تا احسان از سر کار برگرده وبا هم شام بخورید هم داری کیف میکنی....
از به یاد آوریه تمام اردیبهشت های زندگیت که اون آخرش قشنگترین ها را برایت داشته داری کیف میکنی...حتی با یاد آوری گنبدی که درد را با تموم سنگینیش به وجودت دعوت میکنه...داری کیف میکنی وممنونی...از او و از او.......
***********************************************************
**خدا حواست هست
هوالمحبوب:
من وتو شبیهیم.
شبیه همیم که وقتی اسم بابا میاد یا وقتی تصورشون میکنیم اشک توی چشمامون جمع میشه.....
من و تو شبیه هم هستیم . که قلبمون از کار میفته وقتی اسم بابا را زمزمه میکنیم یا به خاطرش میاریم.....
فقط یه تفاوت هست میون ماه من تاماه گردون....... بی خیال!
بابغض میگی : حواست به بابات باشه.بابا خیلی عزیزه. قدر بابات رو بدون....
- میدونم. قدش ۱۷۰ فیکس!
خدا حواست هست؟؟؟