هوالمحبوب:
خودم را مشغول میکنم.خودم را مشغول کردم.دیشب شهرزاد اومد دنبالم در آموزشگاه و در یک حرکت غافلگیرانه من را برد موبایل فروشی و یه موبایل خوشگل از طرف اون خریدم تا وقتی حقوق گرفتم پولش را بهش برگردونم.کلا شوکه شده بودم.اصلا کلا این دختر هی آدم را با رفتارش غافلگیر میکنه.هنوزم اعتقاد دارم مهربونیش اعصاب آدم را میریزه به هم و باید یه دست کتک مفصل بخوره.دیشب با موبایل سرگرم بودم تا گزینه های جدیدش را کشف کنم و تا صبح مشغول کشف رمز خوابم بودم.خیلی بد خوابیدم.خیلی! و هردفعه هم میخوابیدم یه چیزه غریب میدیدم تو خواب!
قول دادم نه غر بزنم نه گریه کنم و گرنه مجبورم خودم را تنبیه کنم....
باز خودم را مشغول میکنم.هی خودم را مشغول میکنم.من قراره بهترین باشم.....
دارم جارو برقی میکشم که زنگ میزنه.تعجب میکنم و نمیدونم ممکنه چه کار داشته باشه!؟!
گوشی را جواب میدم .کاملا خونسرد و رسمی....بله؟
- تو داری چه غلطی میکنی؟؟
الی:ببخشید؟
- گفتم داری چه غلطی میکنی؟
الی:مطمئنید درست گرفتید؟؟؟
- اینا چیه توی وبلاگت نوشتی؟؟؟
الی: وا! ببخشید نشناختم!شما مسئوله بلاگ اسکای هستید؟سلام عرض شد.عذرخواهی میکنم قصوری از بنده سر زده؟راستش من سیاسی نیستم .حرف فسق و فجور هم بلد نیستم بزنم.حتما واسمون حرف در اوردند.شاید یکی داره واسمون پاپوش میسازه باور کنید....
- دهنت را ببند الی.دهنت را ببند....
الی: شما هرچی بگید حق دارید اما ببخشیدا دیگه دارید از حد و مرز ادب تجاوز میکنید .درسته کله گنده اید و کلی بلاگر دارید و یوزر اما یه خورده اگه فکر کنید میبینید دارید زیاده روی میکنید آقای....ببخشید فامیل شریفتون؟؟؟؟
(توی دلم یهو خنده م گرفت تا گفتم فامیل شریفتون!گفتم الان میگه ما شریف نداریم!!!
)
- بسه الی! بسه!اونا که نوشتی راسته؟
الی: من هیچ وقت دروغ نمیگم.همه میدونند مگه اینکه مجبور باشم...
- خاک برسر احمقت!
الی:جای مبارک گفتنته؟! بی ادب!تو ادب خونوادگی نداری؟هااان؟بی خاصیت!
- قدته؟
الی:قدشم!
- گفتم قدته؟
الی:گفتم قدشم!
- چرا؟یعنی اینقدر احمقی؟!!!!؟؟؟!حماقت تا این حد؟با این همه اهن اهن گفتنت آخری که خوبه همینه؟
الی: من حماقت نکردم و نمیکنم.حماقت را" بابا" کرد که "مامانی" را انتخاب کرد.حماقت را مامانی کرد که به بابا بله گفت.حماقت را "باباحاجی" و"مامان حاجی "و"بابا احمد" و"مامان معصومه" ام کردند که واسشون ذوق مرگ شدند و جشن گرفتند.حماقت را اون احمقی کرد که بابا و مامانی را فرستاد تو حجله و فرداش دوماد را بردند حمام دوومادی و براش کل کشیدند.حماقت را اون احمقی کرد که توی حجله برای هر دوشون آرزوی خوشبختی و فرزند صالح داشتن را کرد.حماقت را خدا کرد که فکر کرد هنوز باید به زمینی ها امید داشته باشه و"الی" را بهشون بده تا نشون بده تولد هرنوزاد یعنی اینکه هنوز خدا از زمینی ها نا امید نیست.وسط این همه احمق میخوام بهترین احمق باشم.اشتباهه؟ تو که میدونی من از شبیه بقیه بودن متنفرم.حالا که همه شبیه همه اند و نمیتونند متفاوت باشند من میخوام بهترینشون باشم.بهترین که باشم متفاوت میشم ، نه؟ آره میشم!خاصیت بهمن ماهه!هرسال اول بهمن تا برسه به آخرش از من جووون میگیره.ولی این دفعه من برنده میشم.قول دادم کم نذارم و نمیذارم.هیچوقت به اندازه ی الان احساس در اوج بودن نداشتم.من دختره خوبی ام ، نه؟!
- الــــــی!
الی: الی و کوفت!اگه یه کلمه دیگه حرف بزنی و اشکم را در بیاری تا آخر عمرم نمیبخشمت.برام آرزوی خوشبختی کن و خداحافظی کن دارم اتاق را جارو میکشم الان مهونهامون میاند
- کاش می مردی تا از دستت راحت میشدم.
الی: کل اگرطبیب بودی سر خود دوا نمودی.دعا میکنی به حق خودت بکن بچه.....
و بازهم هوالمحبوب:
نگارین و قد چهار شونه داری لیلا خانوم
کنار خونه ی ما خونه داری لیلا خانوم
همون خونه که رو به قبله باشه لیلا خانوم
خودت مست و مارو دیوونه داری لیلا خانوم جان
لیلا لیلا لیلا
---
لیلا وفای تورو گردم
خال پشت پای تورو گردم
راه می ری نازک نازک جان، راه رفتن های تورو گردم وای
لیلا لیلا لیلا
---
شتر از بارو می ناله، ما از دل لیلا خانوم
بنالیم هر دومون منزل به منزل لیلا خانوم
شتر ناله که اون بارم گرونه لیلا خانوم
ما هم نالم که دور افتادم از دل لیلا خانوم جان
لیلا لیلا لیلا
---
لیلا وفای تورو گردم
خال پشت پای تورو گردم
راه می ری نازک نازک جان، راه رفتن های تورو گردم وای
لیلا لیلا لیلا
---
دلم می خواد که دلسوزم تو باشی لیلا خانم
چراغ و شمع و پی سوزم تو باشی لیلا خانم
دلم می خواد که در شب های مهتاب لیلا خانم
همون ماه دل انگیزم تو باشی لیلا خانم جان
لیلا لیلا لیلا
---
لیلا وفای تورو گردم
ناز غمزه های تورو گردم
نرمک نرمک راه می ری جان، راه رفتنای تورو گردم وای
لیلا لیلا لیلا
---
به سر شوق سر کوی تو دیرم لیلا خانم
به دل مهر مه روی تو دیرم لیلا خانم
بت من، کعبه ی من، قبله ی من، لیلا خانم
لیلا خانم جان
لیلا لیلا لیلا
---
لیلا وفای تورو گردم
ناز غمزه های تورو گردم
نرمک نرمک راه می ری جان، راه رفتنای تورو گردم وای
لیلا لیلا لیلا
دریافت لیــــنک دانــــــلود لیلا خانوم
پـــــ . نـــــ :
الــــــی بـــــازی نداره
.
.
.
.
الــــــی بازی ......اره!!!!
هوالمحبوب:
این روزا همه ش یاد دو تا سریال می افتادم.یادمه سال 75 میگذاشت شبکه ی دو، یکشنبه ها!
همون سال نفرت انگیز زندگیم.
"درپناه تو"!
و اون یکی اونی که از بس قشنگ بود و با صحنه به صحنه اش آشنام و حسش میکنم و هم کتابش رو خوندم و هم فیلمش رو دیدم و الحق و الانصاف که کتابش معرکه بود و پر از تصویر سازی.اگه اشتباه نکنم مهناز انصاریان نوشته بودش.یادمه دبیرستان بود خوندمش و جلدش زرد رنگ بود.
"لیــــلـــــا"!
این یک ماه کلا خودم را جای لیلا میبینم و مریم افشار....
میرم واسه "علی مصفا" خواستگاری و به عشق "رامین پرچمی" بله میگم!
.
.
گفتم که بازیگر نشو،بازیگری سخت است
گفتی دکانداری کنم،بی مشتری؟ سخت است...
وقتی سلیمان با شیاطین ماجرا دارد
با ما نگهداری از این انگشتری،سخت است
با این خداوندان کوچک سروری سخت است....
من هیچ وقت کم نمیارم.هیچوقت .مخصوصا جاییکه حرف الی باشه!
الی ه راس راسی! نه اونی که من میذارمش جلوی ویترین و افسارش را ول میکنم تا داد وقال راه بندازه!
من آدم بشو نیستم! کفاشیه خیابون مدرس شاهده!قراره بهترین باشم!حتی بهترین احمق!
بعضی ها به خاطر الی کم نمیذارند. منم به خاطر اونا کم نمیذارم!میشم بهترین...حتی بهترین احمق!هنوزم هیچ کس نمیتونه از زیر دستم در بره!
الان منم بازی ام! نه...نه....بازی نه! منم توی زندگی ام!
توی دلم غوغاست ولی همه میبینند خوشحالم! همین کافیه.....