هوالمحبوب:
همیشه محکم بودم
همیشه تکیه گاه بودم
همیشه شونه بودم واسه گریه کردنه بقیه
کم پیش اومده درد دل کنم و لی وقتی هم که کردم آتیش زدم و به خودم قول دادم واسه آخرین بارم باشه که مبادا خون به دل کسی بکنم.
خاطره زیاد تعریف میکنم. حرف زیاد میزنم .اصلا اگه حرف نزنم که دق میکنم ولی درد دل ؟! شاید یکی دو بار و شاید هم نهایتا سه چهار بار ،نه بیشتر!
اصلا الی درد دل نداره!غر داره! خاطره داره! حرف داره ولی درد دل نداره !
از لوس بازی و بی عرضگی متنفرم! از خود لوس کنی و نه نه من غریبم بازی ،که یکی دست بکشه روی سرت یا بهت بگه الهی ی ی ی ی ! آخی! یا واست گریه کنه و یا....
نه اینکه حسی نداشته باشم در این مورد! نه ! شاید بارها حسرت دست ها و گوشها ونگاهی را خوردم که نبوده ولی همیشه به خودم گفتم :الی! صبوری کن! درد تو از درد آدمای دیگه سنگین تر نیست! نکنه میخوای بگی از تو بد تر نیست؟! صبوری کن بچه!
و اونقدر سرم را گرم میکنم تا شب بشه و بعد صبح و بعد هفته و بعد ماه و بعد سال تا تموم بشه!
از بی عرضگی متنفرم اما از بعضی بی عرضگی هام خوشم میاد و دلم نمیخواد حتی سعی کنم برطرفش کنم....
دلم میخواد تا آخر عمرم نتونم در "رانی " و "نوشابه قوطی ای " را باز کنم تا همیشه از خوردنش سر باز بزنم و اونی که کنارمه بفهمه و ازم بگیردش و برام بازش کنه و بعد بگه: ای بی عرضه! و من مثلا لجم بگیره و بگم خوددم بلد بودم!!!!
دلم میخواد همیشه زمستونا دستکش هام را گم کنم و وقتی فرنگیس میفهمه غر بزنه که: ای بی عرضه! باز مثل دختر بچه ها دستکشت را گم کردی؟؟؟؟؟ و هی غر بزنه و هی نق بزنم که سردمه و باید برام بری دستکش بخری!
دلم میخواد وقتی جورابام سوراخ میشه همینطوری هی پام کنم و هی غر بزنم که کاش یکی بود واسه ما میرفت جوراب میخرید و فرنگیس بگه این همه میری توی خیابون خودت بخر و من نق بزنم که مـــــــــــن نمیرم در مفازه با این هیکلم دوتا جوراب بخرم!
دلم میخواد هیچ وقت عرضه ی جوراب خریدن نداشته باشم تا همیشه فرنگیس مراقب سوراخهای جورابام باشه....
دلم میخواد هیچ وقت عرضه ی همبرگر وساندویچ خوردن نداشته باشم تا همیشه اونی که کنارمه هی دستمال بهم بده که خودم و لباسم را پاک کنم و هی سرش را از تاسف تکون بده که بی عرضه و من هی ته دلم غنج بره از بی عرضگیم و بعد لج کنم و بگم به من چه که هی میریزه؟؟؟!!!!
دلم میخواد هیچ وقت عرضه ی فست فود خوردن و غذای بدون قاشق و چنگال را نداشته باشم و هی بریزم روی لباسهام!!!!
دلم میخواد عرضه ی "ایستک" خوردن نداشته باشم و هر دفعه میخوام بخورمش ،بدترین طعمش را انتخاب کنم تا حالم به هم بخوره و بگم :من از ایستک متنفرم!!!!!!!!
دلم میخواد هیچ وقت عرضه ی انار دون کردن نداشته باشم تا هر دفعه اونی که کنارمه واسم دون کنه یا اگه روزی خودم انار دون کردم به خودم و بقیه بقبولونم که شق القمر کردم!
دلم میخواد با این همه سرسختی و محکمی و این همه منم منم گفتنم،عرضه ی بعضی چیزهای کوچیک را نداشته باشم و هی به خودم بگم چقدر مهمه این مسائلی که من هیچ ازش سر در نمیارم!!!اون موقع تمومه اونایی که کنارمند توی تمومه بی عرضگی هام شریک میشند و میشند کمک دست و بعد کلی کیف میکنند کاری را واسم انجام دادند که خودم عرضه ی انجامش را نداشتم.....
بی عرضگی درد نداره...کیف داره....واسه من که کیف داره....
از بعضی بی عرضگی هام خوشم میاد و دلم نمیخواد هیچ وقت درستشون کنم
هیــــــــــــــــــــــچ وقتـــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ.....
هوالمحبوب:
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم
شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام
آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم
این بار شکل در زدنم را عوض کنم
وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
باید که قیچی چمنم را عوض کنم
پیراهنی به غیر غزل نیست در برم
گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم؟؟؟
دستی به جام باده و دستی به زلف یار
پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم
شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود
باید تمام آن چه منم را عوض کنم
دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست
وقتی که شیوه ی سخنم را عوض کنم
مرگا به من که با پر طاووس عالمی
یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم
وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند
باید چراغ مه شکنم را عوض کنم
عمری به راه نوبت خودرو نشسته ام
امروز می روم لگنم را عوض کنم
تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد
روزی هزار بار فنم را عوض کنم
با من برادران زنم خوب نیستند
باید برادران زنم را عوض کنم!!!!
دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟
یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم
ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار
مجبور می شوم کفنم را عوض کنم
" ناصر فیض"