-
چهار شـــــنبه سوری راه انداخته ایم من و تـــــــــــــــــو....
1390/12/23 11:53
هوالمحبوب: عاشق چهارشنبه و اسم چهارشنبه و تقدس چهارشنبه م .....مطمئنم یه چهارشنبه ی اردیبهشت رخت و لباسم را جمع میکنم و میرم از این دنیا.....همیشه به خدا گفتم بهترین ها را توی اردیبهشت و توی چهارشنبه هاش برام رقم بزنه و همیشه زده.... حتی درد آورترین اتفاقها وقتی چهارشنبه باشه میشه قشنگترین ها..... نمیدونم چرا اما دوست...
-
وقتی تــــــــــــــــــو نیستی ،در و دیوار خانه را.....
1390/12/22 15:03
هوالمحبوب: حسم گنگ ه!شب با همه ی عظمت و قشنگیش داره منو میکشه و من یه عالمه حس متناقض دارم که نمیتونم توی خلوتم با خودم تقسمیش کنم. گوشی را برمیدارم و بهش زنگ میزنم...دیر وقته می دونم ولی....نمیدونم چرا باید اما باید حرف بزنم یا اصلا حرف نه! باید سکوتم را با کسی قسمت کنم...کسی که بفهمه همه ی گفته ها و نگفته هام را...
-
داری دل مرا به کجـــــــــــــــا میبــــــــــری عزیـــــــز؟؟؟
1390/12/21 23:58
هوالمحبوب: باز هم گل وسط قالی و باز من و باز یه چادر گل من گلی و باز الی و باز زل میزنم بهش صدام در نمیاد هیچی نمیگم فقط زل میزنم بهش و سکوت میکنم... باید چی بگم؟ باید چی بخوام؟ باز سکوت و باز زل میزنم بهش..... مرور میکنم تمومه شنیده هام را.....تمومه حرفا را....تمومه این روزایی که گذشت و باز زل میزنم بهش..... داری دل...
-
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود....
1390/12/20 11:15
هوالمحبوب: همیشه محکم بودم همیشه تکیه گاه بودم همیشه شونه بودم واسه گریه کردنه بقیه کم پیش اومده درد دل کنم و لی وقتی هم که کردم آتیش زدم و به خودم قول دادم واسه آخرین بارم باشه که مبادا خون به دل کسی بکنم. خاطره زیاد تعریف میکنم. حرف زیاد میزنم .اصلا اگه حرف نزنم که دق میکنم ولی درد دل ؟! شاید یکی دو بار و شاید هم...
-
باران که گرفت صورتم را شستم ....دلتنگی کنج عزلتم را شستم ..
1390/12/20 08:20
-
باید تمام آن چه منـــــــــــــــم را عوض کنـــــــــم....
1390/12/19 16:11
هوالمحبوب: باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم گاهی برای خواندن یک شعر لازم است روزی سه بار انجمنم را عوض کنم از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم این بار شکل در زدنم را عوض کنم وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من باید که قیچی چمنم...
-
لجبازی شناسنامه ی دختران استـــــــ....یک لجبازیه خوبـــــــــــ
1390/12/19 12:47
هوالمحبوب: سر کلاس بحثش بود.....همیشه بحثهای سر کلاس را دوست دارم...بحث از یه سوال معمولی شروع میشه و بعد اونقدر پیچ و تابش میدیم تا میام به دنیای واقعی و همه یکی یه دونه خاطره تعریف میکنند و به عمق اونی که اتفاق افتاده فکر میکنند و بعد با زبون بی زبونی یکی از اون چیزهایی که باید از زندگی بدونند یا یاد بگیرند را با...
-
گفت: ای دیوانه لیـــلـــایت منم در رگ پیـدا و پنهانت منم
1390/12/16 00:39
هوالمحبوب: زنگ میزنه... میگم کجایی؟میگه دفتر....میگم میای بریم بیرون؟..میگه این موقع شب چی شده؟....میگم هیچی!..بیا بریم بیرون....سراغ "عباس آقا" را میگیره!!! میگم چه میدونم کجاست؟!.... فکر میکنه دلیل بیرون رفتنم اونه! بهش میگم اون نیست!دلیلش اون نیست..میخوام بریم بیرون..... نگران میشه! بدم میاد کسی را نگران...
-
انت القوی و انا الضعیف... و هل یرحم الضعیف الی القوی؟؟؟؟؟؟
1390/12/15 14:30
هوالمحبوب: اینقدر پر حرفم که نگو اومدم که همه ش را بنویسم اما یهو یادم افتاد من الی ام و اونهایی که میاند اینجا......! بدم میاد حواسم به گفتنم باشه اما حواسم هست.مخصوصا الان و این روزها!شاید برای همین کلا محو شدم تا حرفی نزنم که اشتباه باشه یا بشه.خراب بشه یا خراب کنه!برای همین هرچی حرف بود الان نشستم روی گل وسط قالی...
-
الـــــــــــــــــی بی دندون ، افتــــاد تو قنــــــــدون...!!
1390/12/11 13:10
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 هوالمحبوب: ماییم پاره ای نفس بر نیامده اینجا هنوز زندگی از در نیامده هر روز با حساب همه سیب نوبری است بر ما؛ گیاه تلخ به آخر نیامده یک سو از آسمان خوشی و خنده ریخته است این سو چه آمده است؟ سراسر نیامده بسیار گشته ایم میان کتابمان جز داغ و درد معنی...
-
آخرین ضربـــــــــــــــه را محکمتـــــــــــــــــــــر بزن....
1390/12/11 12:51
هوالمحبوب: بزن بزن ببار ببار من جونم زیاده من یه عالمه زوووور دارم یه عالمه قدرت این صدای شکستن نیست ها ترق توروق شکستن نیست من قوی ام روغن کاری نشده داره ترق توروووق میکنه! از من انتظار زن بودن نداشته باش! زن ها حساسند. اشکشون دم مشکشونه! زن ها توجه میخواند. زن ها مراقبت میخواند. زن ها زن بودن میخواند. من مردم! بگذار...
-
اشتباهی درپس هر اشتباهی حاضرست*ای خداازمن بگیر این فرصت تکراررا
1390/12/09 11:51
هوالمحبوب: هـــــــــــی تـــــو! تو که نیستی ولی انگار همه جا هستی تو که قرار بود نباشی و سپردمت به تمام روزهای رفته. هی سرک نکش توی این روزهام. هی سرک نکش توی خوابهام. هی جا خوش نکن توی اینباکس ای میل هام! نزدیک عید است و نوروز. بیا و آدرس بوک ایمیل هات را خانه تکانی کن! با اینکه خوب میدانم توی اون سایت کذایی ثبت...
-
بدون شرح....
1390/12/08 13:31
هوالمحبوب: آمار و کابرد آن در مدیریت (1) : 8 تحقیق در عملیات 1 : 8.86 اخلاقم کوفت شده !جرات گریه کردن هم ندارم. کلا از دیشب تا حالا کلی چشم دنبالمه ببینند حسم چه جوریه! اگه صدام در بیاد میندازند گردن هزارتا ماجرا و اتفاق دیگه !!!! گوشی تلفن را برمیدارم و خیلی زوور میزنم معمولی باشم و غرم نیاد یا گریه نکنم!همه چی...
-
دلم می خواهد زن باشم! زنی به بزرگی و عظمت خلیفه الله.....
1390/12/07 16:57
هوالمحبوب: اومدم کلی حرف بزنم کلیـــــــــــــــــــــــــــــــــ کلی حرفم می اومد از امروز و دیشب... ازاینکه کجاها رفتم و چی کارا کردم از اینکه توی اسفند امسال کلی اسفندهای زندگیم زنده شد چون خیلی جاها رفتم که بوی اسفندهای قبل را میداد و لذت بردم از اینکه دارم لذت میبرم و درد نمیکشم. لباسی را پوشیدم که همیشه و البته...
-
پرنــــــــده فکـــــــــــر عبــــــور استــــــــــــ.........
1390/12/06 09:54
هوالمحبوب: سفر، بهانهی خوبی برای رفتن نیست نخواه اشک نریزم، دلم که آهن نیست نگو بزرگ شدم، گریه کار کوچکهاست زنی که اشک نریزد قبول کن زن نیست شب است بی تو در این کوچههای بارانی نه! پلک پنجرهای در تب پریدن نیست خبر رسیده که جای تو راحتست آنجا قرار نیست خبرها همیشه... اصلا نیست زنی که فال مرا میگرفت امشب گفت:...
-
هـــــــمواره مــــا شبیـــــــه به هـــــــم دوره میشــــــویم
1390/12/05 23:03
هوالمحبوب: ازم میپرسه :الی!اسم ماشین احسان چیه؟ میگم:MVM ! زیر لب اسمش را تکرار میکنه و لبخند میزنه و به راه رفتنش ادامه میده.میدونم واسه چی میپرسه. فردا وقتی پاش رسید مدرسه با افتخار و غرور واسه همه تعریف میکنه که دیروز عصر مامانم و النازمون رفتند بیرون خرید! منم نشسته بودم پای تلویزیون که یهو الی مون از خواب بیدار...
-
از کویــــــر آمـــدهها بغـــــض سفالـــــــی دارنــــــــد....
1390/11/29 17:30
هوالمحبوب: Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA بهش اس ام اس میدم خوبی؟ زنگ میزنه و میگه خودت خوبی؟ میگم من کلا دختر خوبی ام!!! میگه یه دفعه بدون سلام و علیک یه کلمه گفتی خوبی ،تعجب کردم!بهش میگم وقتی همیشه هستم و همیشه هستی سلام نمیخواد!سلام مال اون روزه که نه من هستم و نه تو و بعد شروع میشیم! میخنده!...
-
مــــــــــــــــــــــــــرد میشــــــــــــــــــــــــوم.....
1390/11/27 18:21
هوالمحبوب: دیروز در کنار تو احساس عشق بود دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود دستان کوچکت که جنون مرا نوشت این واژه های غرق به خون مرا نوشت هرجا که رد پای شما هست می روم فکری بکن به حال من از دست می روم قلبم شکسته است و هی سرد می شوم بگذار بشکند عوضش مـــــــــــرد می شوم دستان خسته ام به شقایق نمی رسد فریاد من به گوش...
-
خوشبختیم آرزوووووشه...حتی با من نباشه ... :))))))
1390/11/27 12:45
هوالمحبوب: دارم با خانم رسولی صحبت میکنم که میرسم خونه!فکر کنم نمره ی دوتا فاطمه ها را جا به جا توی لیست نوشتم و دارم براش توضیح میدم که فردا رفت آموزشگاه چک کنه ببینه درست وارد کردم یا نه که میرسم در خونه! بدم میاد موبایل به دست برم داخل خونه واسه همین، پشت در خداحافظی میکنم و دستم را میذارم روی زنگ!تازگی ها حالش را...
-
عکسش؟ درست شکل خودم بود…مثل من
1390/11/25 19:53
هوالمحبوب: قبلا ها ..شاید مثلا یکی دو سال پیش بود که "بی تفاوت" بهم گفت شبیه جلال مینویسی .منظورش همون آل احمد بود..یادم نیست خر ذوق شدم یا نه ولی رفتم نمایشگاه کتاب و دوسه تا کتاب ازش خریدم تا ببینم اونکه شبیه من مینویسه کیه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کلا عاشق جسارت و کلمه انتخاب کردنش بودم.مثل من ادبیاتش بی...
-
و ادیسون برق و بل تلفن را اختراع کرد و ما اندر خم یک کوچه ایم!!!
1390/11/20 18:32
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA هوالمحبوب: باز هم صبح شد و یه عالمه حس متناقض که باید طبقه بندیش میکردم والبته که کردم!قرار بود برم برای نفیسه انتخاب واحد که باز سیستمم هنگ کرد و من هم که یه عالمه ترجمه ریخته بود سرم وحوصله کند و کاو کامپیوتر نداشتم زود...
-
شبــــــــــــــــــــ را دوســـــــــــــت دارم....
1390/11/19 14:40
هوالمحبوب: قبلا تر ها (اصطلاح را داشتی؟یعنی خیلی پیشتر!) فکر میکردم اگه کامپیوتر یا اینترنت نداشته باشم مثلا سردرگمم یا مثلا گیج و ویجم یا مثلا یه اتفاق خاص می افته!اما این سه چهار روزه نبود وهیج اتفاقی نیفتاد!فکر میکردم نباشه لنگ میشم ولی انگار یادم رفته بود نداشتن هیچ چیزی من را به درد نمیاره! گفتم چیزی،نگفتم کسی!...
-
I LOVE YOU !
1390/11/16 19:02
هوالمحبوب: لازمه کلی حرف بزنم وصغری کبری بچینم وحرف وحدیث سر هم کنم وبعد تعمیم بدم به هزارتا خاطره واتفاق که فقط تو میدونی ومن وبعد کلی حرف بزنم وبعد توی همین کافی نت اشکم ول بشه روی مانیتور وبعد دماغم را بکشم بالا و اون آخر سر هم بهت بگم :تولدت مبارک و ممنون که هستی؟؟؟؟!!!! چی بگم که ندونی؟ چی بگم که نفهمیده باشی؟ چی...
-
کــــــوزت و قـوم اکــــــــــــــــراد (جمع مکسر کرد!!!)
1390/11/13 00:09
هوالمحبوب: یعنی اگه میخوایند خونتون به طرفه العینی بشه دسته گل و اگه میخوایند در یک حرکت هیجانی و همچین محیر العقول تمام فرش و موکت و ملافه و متکا و پتو و شیشه و پنجره و تمام مایحتوی خونتون شسته بشه و به غلط کردن و الهی العفو بیفتید و جونتون از توی چشمتون در بیاد و تا میایند حرف بزنید قوم ابابیل بریزند سرتون که چه...
-
تو چه بی انتها میبخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح میگوئیم . . .
1390/11/12 01:00
هوالمحبوب: متنفرم از آدمهایی که تسبیح دست میگیرند.متنفرم از ریا!!حالم بد میشه!دست خودم نیست!ضربان قلبم تند تند میزنه و داغ میشم...خدا اهل عدد و رقم نیست.خدا هم مثل الی از عدد بدش میاد.اگه حرف عدد میزنه واسه فهم بنده ست! که اگه صدتا بخونی سیصد تا بهت میدم.. یعنی اگه صدتا بشه نود و نه تا، خدا میگه قبول نیست !جر زدی منم...
-
شـــــام امشبـــــ هــم سحـــر شـــد بــاز بیـــداریــــم مـا...
1390/11/11 05:44
هوالمحبوب: خوبیه بیخوابی شبانه و بد خوابیدن و غلت زدن و دنده به دنده شدن و خوابهای کج ومعوج دیدن به اینه ه که دیگه نیاز نیست موبایلت صد دفعه زنگ بزنه و تو هی بکوبونی توی سرش و هی دو دقیقه دیگه و پنج دقیقه دیگه و ده دقیقه دیگه تا میاد چشمات گرم بشه ، باز موبایلت غر بزنه که هی الی پاشو! و تو ، اون دست آخر بلند شدی و با...
-
مـــــن را ببـــخـــش بابــــت احســـــــاس خستــــــه ام....
1390/11/11 00:27
هوالمحبوب: بیشتر از اینکه نگران حالت باشه یا بخواد چیزی بگه تا دلت آرووم بشه از این خوشحاله که دستش را میگیری و میکشونیش توی اتاقت و بهش میگی بشین میخوام باهات حرف بزنم. اصلا تا بهش میگی میخوام باهات حرف بزنم چشماش برق میزنه!! مثل همیشه خودش را لوس نمیکنه یا بهونه نمیاره که زود بگو غذام سوخت یا "فاطمه" مدرسه...
-
خـــــانــــــــومـــــــش اونـــــــه...ا
1390/11/10 09:21
هوالمحبوب: دیروز از اون روزها بود...شبش از اون شبا بود..سخت بود...درد بوووووود...شاید دوازده سیزده ساعت بود فقط یک سر آهنگ "داوود" را گوش میدادم...."خانومم تویی ....بارووونم تویی...عاشق شو....دلم آرووومم تویی....." توی خلا...دراز کش....قدم زنون.....نشسته...خوابیده.... فرنگیس با حالت بدجنسی میگفت...
-
زمـــیــــــــن ! به دور مـــدارت نگـرد بی خـــــورشــــــید....
1390/11/09 12:13
هوالمحبوب: گاهی تمام دنیا با تمام عظمتش برات کوچیکه گاهی با خودت میگی اگه برسم به تهش حالا چی کار کنم؟بعد آرزو میکنی کاش هیچوقت به اون آخر نرسی.کاش هیچی آخر نداشته باشه.... نمیفهمم چه طوری سجاده پهن میکنم.یادم نیست چی نیت میکنم.یادم نیست چی میگم.حتی یادم نیست چی دعا میکنم فقط یادمه اون آخرای آخر یادم میاد که نمیدونم...
-
MORE OR LESS ....??????
1390/11/05 11:42
هـــــوالــمحــــــبــــوب: الهـــــــــــــــــــــی! تا با تــــــــــــو هستم ، بیشتر از همـــه ام! و تا با خودم ، احساس میکنم کمتـــــــــــــــــر از همــه ام! "بـــایزیـــــد بسطامی" پـــــ .نـــــ : *خدایا نمیخوام کم باشم