-
مگر غیر از من بیچاره ی خر.... نباشد احمق و نادان دیگر؟
1390/11/04 15:56
هوالمحبوب: خودم را مشغول میکنم.خودم را مشغول کردم.دیشب شهرزاد اومد دنبالم در آموزشگاه و در یک حرکت غافلگیرانه من را برد موبایل فروشی و یه موبایل خوشگل از طرف اون خریدم تا وقتی حقوق گرفتم پولش را بهش برگردونم.کلا شوکه شده بودم.اصلا کلا این دختر هی آدم را با رفتارش غافلگیر میکنه.هنوزم اعتقاد دارم مهربونیش اعصاب آدم را...
-
لیــلــا...
1390/11/04 00:02
و بازهم هوالمحبوب: نگارین و قد چهار شونه داری لیلا خانوم کنار خونه ی ما خونه داری لیلا خانوم همون خونه که رو به قبله باشه لیلا خانوم خودت مست و مارو دیوونه داری لیلا خانوم جان لیلا لیلا لیلا --- لیلا وفای تورو گردم خال پشت پای تورو گردم راه می ری نازک نازک جان، راه رفتن های تورو گردم وای لیلا لیلا لیلا --- شتر از بارو...
-
در پناه تـــــــــــــــــــــــــــو....
1390/11/03 15:33
هوالمحبوب: این روزا همه ش یاد دو تا سریال می افتادم.یادمه سال 75 میگذاشت شبکه ی دو، یکشنبه ها! همون سال نفرت انگیز زندگیم. "درپناه تو"! و اون یکی اونی که از بس قشنگ بود و با صحنه به صحنه اش آشنام و حسش میکنم و هم کتابش رو خوندم و هم فیلمش رو دیدم و الحق و الانصاف که کتابش معرکه بود و پر از تصویر سازی.اگه...
-
فراموش کردن تو....مثل آب خوردن بود....
1390/11/03 13:49
هوالمحبوب: ... : "فراموش کردن سخته!خیلی سخته!باید برای فراموش کردن آسون مخاطبی داشته باشی که مراعاتت را بکنه.که مراعاتت را کرده باشه.که حواسش به رفتارش باشه .که حواسش به رفتارت باشه.ممنونم که به فکر امروز بودی و الی بودی.خیلی اذیتم کردی ولی حالا میفهمم چرا!که آسون فراموش کنم که آسون فراموش بشی.!!!!"...
-
شــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــه زرد
1390/11/02 19:33
هوالمحبوب : نذر من نیست.من میپزمش اما نذر من نیست.حاجت من نیست.مال من نیست.نذر وحاجت والتماس تموم آدمای زندگیمه.هرسال 28 صفر مامان حاجی و عمه ها شروع میکردند به شـــله زرد پزون. یعنی غوغایی میشد ها! منم عاشق شله زرد! یعنی توی دنیا چهارتا غذا دوست دارم که یکیش شله زرده!حالا هی بیا زور بزن بگو شله زرد غذا نیست ولی من...
-
دوچرخـــــــــــــــــــــه....
1390/10/30 14:43
هوالمحبوب: Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟ بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش...
-
نقطــــــه . سرخــــــــــــــــــــــــــــــطـــــــــــــ
1390/10/29 15:33
هوالمحبوب: یکهو حس میکنی باید کاری بکنی جایی بری حرفی بزنی کسی را ببینی اصلا بیخیال همه چیز و همه کس بشی همه چیز و همه کس زندگیت بشه یکی و اون هم فقط الی! به خودت قول میدی اگه امتحانت را خوب بدی و یا اصلا خوب و بد مهم نیست فردا بشه وامتحانت را بدی باز اون مسیر را طی کنی باز حواست را جمع الی کنی و بری بشینی یه گوشه...
-
مرا شکل غزل بنویس....
1390/10/15 11:37
هوالمحبوب: نه درد دارم و نه مرگ! نه ناراحت و نه عصبانی! نه نگران و نه مضطرب! نه........ به قول نسترن کلا همه چی آرومه و من چقدر خوشحالم و این حرفا! یه موزیک لایت....یه عود روشن کنار کیس کامپیوتر ....یه عالمه کتاب و یه عالمه عکس از الی وقتی کودک بود تا الان..... یه مداد و یه دفترچه که شاید هیچ وقت توش چیزی ننویسم و...
-
قسم به ماه نگاهت....
1390/10/15 10:20
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 هوالمحبوب: طنین اسم تو جا مانده پشت حنجره ام و من هنوز به یادت کنار پنجره ام شب از بکارت روحم عبور کرده ولی قسم به ماه نگاهت هنوز باکره ام شبیه تلخیِ کابوسِ شیشه ها از سنگ همیشه بی تو من اینقدر غرق دلهره ام غزل سپاه تو بود و هجومِ یکسره ات ومن درون...
-
دارم از آن روز خود تصویرسازی میکنم...
1390/10/14 14:37
هوالمحبوب: گاهی فکر میکنم زاییده ی تخیلم ه! گاهی فکر میکنم مثل بچه ها که قصه میسازند و بهش بال و پر میدند و شخصیت حقیقی و حقوقی میسازند و ازشون قهرمان میسازند ،دارم با تفکرات و تخیلاتم بازی میکنم و شخصیت پردازی میکنم. گاهی فکر میکنم اصلا نه این روزها توی زندگیم بوده و نه اون آدم و نه این حرفها را شنیدم و نه دیدم!...
-
یکی می مرد ز درد بینوایی...یکی میگفت خانوم **** میخواهی!؟!
1390/10/12 12:07
هوالمحبوب: کلا خدا این روزا و این آدمها و این ایمیلها و این نت و این اس ام اس ها و این آدمای بیکار و این مخابرات باحال و این سیستمه خفن دولتی و حکومتی و ارتباطی و اطلاعاتی و فرهنگی و پژوهشی و ارشادی و اسلامی و اینا را از ما نگیره! کلا ارق (عرق؟ارغ؟عرغ؟...؟؟)ملیتون تو چشمم(شما بخون تو حلقم!!!! )با این همه وطن دوستی و...
-
هرجا که هستی از سر دنیا زیاد باش...
1390/10/11 23:39
هوالمحبوب: بابا همیشه یه حرف خوبی میزد و میزنه! اون روزا که بچه تر بودم و مثلا میخواستم افتخار کنم که دخترهای مردم فلانند و بهمانند و من نیستم و نبودم.یا وقتی که میخواستم مثلا منت بذارم که من میتونستم فلان کار را بکنم و نکردم و درنتیجه مستحق تنبیه و بدرفتاری و غر و اینا نیستم و کلی باید بهم افتخار کنید.... وقتی که فکر...
-
بم به خال لب یک دوست گرفتار شده است...
1390/10/09 00:03
هوالمحبوب: هشت سال پیش،پنج روز از زمستون سرد و یخبندون گذشته بود که یهو همه مون آتیش گرفتیم..... توی دلم آتیش بود اما دستام یخ کرده بود.وقتی فکر میکنم انگار هزارسال گذشته.هنوزم بغضم میگیره.هنوزم وقتی عکسی از اون اتفاق میبینم دستام یخ میکنه و ضربان قلبم ناموزون میشه.هنوزم طاقت دیدن نبودن عزیزی پیش عزیزش رو ندارم.هنوزم...
-
پیرمردی نشسته در راهم و سر خویش را تکان میداد....
1390/10/08 12:50
هوالمحبوب: هرموقع میبینمش از جاش به رسم احترام بلند میشه و خم میشه.دستش را میذاره روسینه ش و اظهار ارادات میکنه.من هم با حرکت سر سلام میکنم و همزمان که دارم رد میشم لبخند به لب ازش دور میشم. باید شصت سال سن داشته باشه.شایدم بیشتر.موهای سرش تقریبا سفیده.سفید که نه جوگندمی رو به سفید.صورت مهربونی داره و همیشه وقتی مشتری...
-
الــــی بنت زکـــریای رازی.....
1390/10/07 22:05
هوالمحبوب: دوسه روزه عجیبا غریبا دارم به علاقه مندی هام فکر میکنم.به اینکه من چقدر ادبیات دوست داشتم و دارم ولی رفتم رشته ریاضی.همه ش تقصیر این خانم"ناظم" دبیر ریاضیمون بود.ازبس دوستش داشتم ازدرسش بیست گرفتم و این امر مشتبه شد که من نخبه ی ریاضی ام! آخه اگه نخبه ی ریاضی بودم الان آمار و تحقیق در عملیاتم را...
-
دلم گرفته برایت......
1390/10/06 00:01
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 هوالمحبوب: به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت دلــی کــــه کرده هـوای کرشمههای صدایت نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز کـــه آورد دلــــــم ای دوست! تاب وسوسههایت تو را ز جرگــــهی انبوه خاطرات قدیمی برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت...
-
دارندگی و برازندگی...
1390/10/06 00:01
هوالمحبوب: سوار میشیم بالاخره!دررکاب یه سمند زرد رنگ البته از جنس تاکسی و راهی چهارراه تختی میشیم.کرایه 400 تومن و من هم یه ده هزارتومنی دارم و یه دویست تومنی.دویست تومنی را میذارم گوشه ی جیبم و ده هزارتومنی را تقدیم راننده میکنم. از توی آینه نگاه میکنه و یه اشاره به پول میکنه و میگه:مقصدتون کجاست؟ - چهارراه تختی! -...
-
برو بمیـــــــــــــــــر....
1390/10/05 13:51
هوالمحبوب : شاید باید نگم شاید باید دهنم را ببندم و بزنم بر طبل بی عاری و بی خیالی.یا مثلا فرهیخته بازی و باکلاسی بازی وروشنفکری در بیارم. یا مثلا بگم در شان و شخصیت من و وبلاگم نیست ولی بعد این همه درد را چه طور تحمل کنم؟ درد نگفتن و الی نبودنم را؟ کی میخواد بدش بیاد؟ کی میخواد خوشش بیاد؟ کی قراره چی بگه؟ اصلا مگه...
-
ترحم بر پلنگ تیز دندان...ستمکاری بود بر گوسفندان
1390/10/03 13:50
هوالمحبوب: هیچگاه نه کسی را ببخش و نه فراموش کن بذار سرفرصت،بزن دهنش را سرویس کن "دکتر علی شریعتی با اعصاب خراب"
-
سفرنامه ی الــــــــــی کوپـــولــــو...
1390/10/03 11:39
هـــــوالــــمحـــــــبوب: قــــــــــــــــــم: اینقدر خسته وخواب آلود بودم که اصلا جاده را تشخیص نمیدادم.همه ش چرت میزدم و همه ش سرم گیج میخورد.اینقدر غرق خواب بودم که نه میتونستم کشف جاده کنم ونه خاطره های این جاده را یادآوری!فقط وقتی خواب ازسرم پرید که راننده داد زد:قــــــــــــــــــــــــم پیاده شید!جا نمونید....
-
بی تو یلدا زجرآورترین شب سال است
1390/10/01 01:46
هوالمحبوب: شب یلدای من آغاز شد نه سرخی انار..... نه لبخند پسته.... نه شیرینی هندوانه..... نه لب سوزی چای.... بی تو یلدا زجرآورترین شب سال است..... بی من یلدایت مبارک..... اس ام اسش را میخونم ...بغضی که نمیدونم به چه علت از سر شب توی گلوم خونه کرده میترکه و گوشی موبایلم را میبوسم.اشکهام را پاک میکنم و میرم تا توی محفل...
-
جوجه های آخر پاییز را اینک شمارش می کنم....
1390/09/30 12:00
هوالمحبوب: آ خر پاییز، امشب شب دراز است و سیاه هر کسی از ظن خود بر این شب تاریک می دارد نگاه آن یکی کو دلبر شیرین زبانش در بر است تا سحر گه می نشیند در کنار و کام دل جوید ازو گر درازای شبش صد چون شب یلدا شود باز می نالد که ای خورشید پنهان شو به چاه وان دگر بیمار وتب دار غم است هر شبش همچون شب یلدا شب است چشم می دارد :...
-
حیف ازین یلدا شبی کآخر به پایان می رسد....
1390/09/30 11:53
هوالمحبوب: از اول هفته همینطور پیغام و پسغام شب یلدا بود که هی میرسید بهم.... یادت باشه من اولین نفرم یادت باشه من چندمین نفرم چندشب دیگه شب یلداست پیشاپیش مبارک و از این برنامه ها شب یلدا اولین شب زمستونی وبلندترین شب سال شب هندونه شب انار دون کرده که همراهش یه عالمه گل پر و گلبرگ گل محمدیه شب تخمه و آجیل و کرسی شب...
-
به نام خدایی که زن آفرید ....حکیمانه امثال من آفرید
1390/09/27 15:45
هوالمحبوب: بازبرید بگردید ببینید چرا ملت پسرفت بکنی هستیم.چرا پیشرفت نیست؟چرا هی درجا میزنیم؟چرا هی همه دارند به سرعت نور میزنند جلو ماهنوز اندر خم یه کوچه ایم؟ برید تحقیق و پژوهش و تفحص و کلی خرج اضافی که آیا علل وعوامل واسباب و دلایلش چیه؟کلی بودجه اختصاص بدید وکلی سمینار بذارید اندر مباحث پیشرفت ملی و سال جهاد...
-
گرمرد رهی ز رهروان باش......
1390/09/24 00:08
هوالمحبوب: همیشه همینطور بوده خوبه که یادم نره خوبه که یادت نره خوبه که یادمون نره حرف زدن رو که یه بچه ی دوساله هم بلده بزنه اصلا از دو سالگیه که حرف زدن شروع میشه بعد هی بزرگ میشی بزرگ میشی و قد میکشی و حرفات قشنگتر میشه ادعاهات بزرگ تر میشه جمله هات شیکتر میشه و همچین همه کس پسند!هرچی علم و آگاهیت بیشتر جمله هات...
-
و بالاتر از سیاهی گناه ِ گیاه بود که پیچیده سر زد!
1390/09/23 15:01
هوالمحبوب: کی میگه بالاتر از سیاهی رنگی نیست؟ هرکی گفته حتما خواسته شوخی کنه یا مثلا خواسته یه جمله ی نغز بگه همچین موندگار بشه و هی مردم ازش استفاده کنند.نمیدونم شایدم راستی راستی فکر کرده بالاتر ازسیاهی رنگی نیست! الله اعلم! والا من که دراین مسیر هرروز یه چهره و درصد جدیدی و همچین دهن سرویس کن(شما بگو مستفیض کن!) از...
-
تا خرند این قوم، رندان خر سواری می کنند...
1390/09/16 14:54
هوالمحبوب: Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 در محرّم، اهل ری خود را دگرگون می کنند از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند گاه عریان گشته با زنجیر می کوبند پشت گه کفن پوشیده، فرق خویش پرخون می کنند گه به یاد تشنه کامان زمین کربلا جویبار دیده را از گریه جیحون می کنند وز دروغ کهنه ی...
-
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او...
1390/09/15 17:45
هوالمحبوب: دسته ی طبل که میخوره بهش وصداش بلند میشه ، انگار ضربان قلبت بالا وپایین میره.دستها میره بالا ومیاد پایین وصدای سینه زنی تمومه وجودت را پر میکنه.انگار که هیچ جای خالی واسه شنیدنه حتی صدای خودت هم وجود نداره.زنجیرها یه نواخت وهماهنگ میره بالا وبعد آروم میاد پایین و صدای یا حسین یه هاله ی همچین رقیق اشک میاره...
-
زیباترین قسم سهراب ...
1390/09/15 15:33
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی. .. به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند. .. لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز. پـ.نـ : *کاش یادم بمونه ** ممنون زهرای عزیز...
-
خیالت تخت باشد....
1390/09/13 11:20
هوالمحبوب: از فکر من بگذر خیالت تخت باشد "من" میتواند بی تو هم خوشبخت باشد این "من" که با هر ضربه ای از پا در آمد تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد تصمیم دارد با خودش ، با کم بسازد تصمیم دارد هم بسوزد هم بسازد هرچند دشوار است باید پا بگیرم تا انتقامم را از این دنیا بگیرم من خسته ام ، دیوانه ام ،...