-
تنت به ناز طبیبان نیازمند مبـــــــــــــــــــــاد.....
1390/09/08 22:57
هوالمحبوب: اینقدر استرس دارم واینقدر گریه کردم واینقدر حرص خوردم که دیگه حوصله ی تکرارش رو ندارم.کیف لباس و وسایلش دستمه .چادرم را میکشم جلوتر ومیگم:من میخوام برم داخل. باز سرش را بلند میکنه ومیگه نمیشه خانوم! بهش میگم:چرا نمیشه؟من که چادر سرم ه!اسلام در خطر نمی افته.مشکلت دیگه چیه؟ میفهمه دارم با تمسخر باهاش حرف...
-
سفرنامه تهران......
1390/09/05 17:07
هوالمحبوب: ازکجا شروع شد وبه کجا ختم شد کلی ماجرا داره وهیجان ازپله برقی ومترو بگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر تا صددفعه آرژانتین رو طی طریق کردن وبا مارال بستنی خوردن وبا شیوا شب رو اون هم به نحو احسنت گذورندن وکلی آتیش به پا کردن تـــــــــــا یه جمعه ی مشتی وهمچین چسبون توی ماه آذر ،توی پارک...
-
پسر که ناخلف افتد،پدرزند چوبش...پدر که ناخلف افتد پسر چه کار کند
1390/09/01 22:08
هوالمحبوب: نشسته رو بروم زل زده توی چشمام وبغض کرده،انگار که منتظره یه جمله ست!یه تلنگر!یه جمله که بپرسه خوبی ؟ بهش میگم حرف بزن....حرف بزن.....حرف بزن و اینقدر بیقراری نکن! اشکاش سر میخوره از چشماش وقل میخوره روی گونه هاش اگه عمل منافی عفت وخلاف شرع هم کرده بودم ،اگه رابطه ی نامشروع هم داشتم جریمه ش هشتاد ضربه شلاق...
-
پوست را بهر خران بگذاشتیم.....
1390/08/30 12:37
هوالمحبوب: احمقانه ترین قسمت مراسم خواستگاری اون قسمتی هست که باید عروس و دوماده بعد از این برند و با هم حرف بزنند! من نمیدونم قراره با این مبادله ی چندتا جمله به چه تفاهمی برسند.اون هم توی این دوره و زمونه ای که دروغ وریا مثل نقل ونبات پخشه! شما از چه حیوونی خوشت میاد؟ گاو! واااااااای چه تفاهمی! چه نوع گاوی؟...
-
آه بگذار گم شوم در تو ....کس نیابد ز من نشانه ی من
1390/08/25 12:55
هوالمحبوب: داریم قدم میزنیم وداره واسم حرف میزنه!بعد حرفاش تموم میشه وخاطره گفتن من شروع میشه!واسش مثل همیشه تند تند حرف میزنم و بلند بلند!دست خودم نیست وقتی میرم توی حسه حرف زدن، نگاهها واسم مهم نیست و هر از چندگاهی با صداش که میگه آرومتر همه دارند نگاهمون میکنند صدام را یه خورده میارم پایین و باز روز از نو روزی از...
-
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما!!!!!!!!!!
1390/08/24 11:57
هوالمحبوب: حکایت شال وکلاه بافتن زمستونیه خونه ی ما ،حکایت سریالهای ماه رمضون وعید نوروووزه! کل طول سال بیکار وخوشحال واسه خودمون قدم میزنیم وحرص میخوریم چی کار کنیم وچقدر حوصلمون سر رفته والان چی کار کنیم وچه کار نکنیم!بعد یهو دقیقا سر موقع وسربزنگاه سردی هوا یادمون می افته ای وای زمستون شد وبشینیم یه دست شال وکلاه...
-
پیک موتوری ِ الـــــــی!
1390/08/21 14:45
هوالمحبوب: یعنی من اگه پولدار شدم و وضعم اونقدر خوب شد که بتونم یه کار و کاسبی راه بندازم،حتما یا یه پیک موتوری میزنم یا یه کافی نت! تخصص صفر!پول پارو کردند در حد تیم ملی! والا به جان بچه م!مگه دستمون اینطوریه! (دستش اون پایینه!) یا کچلم آیا؟ یعنی یه قدم بر میداری خدا تومن پول میگیری! اینترنتم قطع شده!یعنی قطع نشده...
-
کُلُواْ وَاشْرَبُوا وَلاَ تُسرِفُواْ..و یا اندرمباحث تغذیه ی الی
1390/08/18 15:11
هوالمحبوب: نشستم پای سیستم کامپیوتر ودارم پاکسازیش میکنم.قراره تا شب لپ تاپ دار بشم.جونم بالا اومد از بس این چندوقت پیگیری کردم! احسان دو سه هفته پیش که خواستم خرید کنم گفت تا یکی دو هفته دیگه یکی ازدوستام برام میاره ومن ازش برات میخرم ،فقط دیگه پول دادنش دست تو رو میبوسه وخدا وکیلی مال مردم خوری نکن! ازم خواست چون...
-
نیـــــایـــی بهـــــتــــر اســــــت...
1390/08/18 12:00
هوالمحبوب: دفتر عشق تو را بستم , نیایی بهتر است بی تو من با دیگری هستم , نیایی بهتر است جام قلبم سالها سرشار از نام تو بود جام را مستانه بشکستم نیایی بهتر است رفته بودی تشنه ی عشقم کنی بیچاره تو با شراب دیگری مستم نیایی بهتر است ماه من بودی و اکنون در دلم خورشید اوست او نهاده دست در دستم نیایی بهتر است خواه لیلی خواه...
-
کوچه ی ارغوان.....
1390/08/17 14:10
هوالمحبوب: امروز عطای کوچه ی ارغوان رو به لقاش بخشیدم. رفتم با آقای "س" صحبت کردم که بهتره شما را به خیر وما را به سلامت.که بهتره رخت و بختم را جمع کنم برم . فکر کنم شوکه شد ، شاید هم از قبل انتظار داشت اون هم با این غیبتها ونیومدنهای مکررم. الهی ی ی ی ی!به جای اینکه بگه کاش اومدنت رو منظمتر میکردی!بهم میگفت...
-
بودن یا نبودن!؟!
1390/08/11 16:14
هوالمحبوب: یعنی کامنت داشتما در حد المپیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک واسه اون آگهی ازدیاد روزی ها یعنی کلا همچین کفم برید از این همه فداکاریتون واسه داوطلب شدن ازدیاد روزی ها یعنی کلا الان موندم کیو انتخاب کنم کدومو جواب کنم حالا همه اینا یه طرف من مرده اون دهقان فداکار مرد مردستان،رستم دستان کلا ریز علی...
-
یک سینه حرف هست، ولی نقطهچین بس است
1390/08/10 02:16
هوالمحبوب: ......................................................! .................................................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟! .......................!! .......................................................................................
-
آنچه بنماید الی را بی نیاز....ازدواج است ازدواج!
1390/08/08 14:31
هوالمحبوب: دارم حساب کتاب میکنم تو تاکسی.جمع وضرب وتقسیم. اگه حقوقم رو بگیرم.اینقدر برای قبض موبایلم باید بدم.اینقدر واسه شارژ ADSL.اینقدر واسه خرید لپ تاپ . اینقدر واسه اون کفش اسپرت قرمزه که از نفیسه گرفتم.اینقدر واسه اینکه به فرشته بدهکارم.اینقدر باید واسه سکه ای که واسه "سایمون کوچولو" خریدم پرداخت کنم...
-
و من مسافرم ای بادهای همواره....
1390/08/05 15:58
هوالمحبوب: لباس عوض میکنم وفرنگیس را صدا میکنم توی اتاقم.زود میاد ومیپرسه چی شده.میگم هیچی!بشین یه خورده حرف بزنیم.میگه زود بیا بالا مهمون داریم.میپرسم کیه ومیگه بیا بالا میفهمی.بهش میگم یه خورده حرف بزنیم؟به اکراه قبول میکنه وبهش میگم دیشب چه خوابی دیدم.میگم وقتی ازخواب بیدار شدم دلم میخواست بمیرم از بس ترسیده...
-
مـــــــــــــیـو میـــــــــــــــو عوض میشه!
1390/08/03 12:19
هوالمحبوب: اینقدر هوا سرده ومن هم اینقدر لباس پوشیدم که شدم عین آدم آهنی ها!اینقدر تکون خوردن واسم سخته که وقتی راه میرم هی کج ومعوج میشم.فکر کن!زیر این مانتو وشلوار تنگ شرکت یه بلوز وشلوار بافتنی پوشیدم وروی مانتویی که به زور دکمه هاش رو بستم ونفس کشیدنم رو به شماره انداخته بود یه سوشرت پوشیدم ودکمه های اون رو هم باز...
-
خوبـــــــــــــــــی آیـــــــــــــــا؟!
1390/08/01 20:37
هوالمحبوب: خوبـے ؟ " گاهی با تمام ِ تکـراری بودنَش غوغــا می کند...!!!!! . . . . . . . وقتی ازم میپرسی که خوبم و من میگم ای بد نیستم ...!! یعنی بدم ...!!!! خیلی هم بدم ...!! پس نگو خدا رو شکر ...!!!! احمق . . .
-
ازطبع نکته سنجان انصاف کرده پرواااز...
1390/07/30 19:34
هوالمحبوب: هرچه قدر هم که سخت باشم هرچه قدر هم پیچیده وهرچه قدر هم پرتناقض وهرچه قدر هم عصیانگر وهرچه قدر هم سرکش،یعنی درقالب این سی و دو حرف فارسی جا نمیشم؟ بیا از مصوت وصامت این اجنبی ها هم کمک بگیر،خورده سوادی مونده برام که بفهمم.این بیست وهشت حرف عربی هم روووش! دیگه بی انصافی رو به اوج نرسون.یعنی با این همه حروف...
-
یاد باد آن روزگاران...یاد باااد
1390/07/26 20:30
هوالمحبوب: از شرکت میام بیرون.واسه مصاحبه رفته بودم و پرکردن فرم و از این حرفا و باز از این تشریفات مسخره و حتما باهاتون تماس میگیریم و دلشون هم بخواد تماس بگیرند.رزومه م رو فرستاده بودم و اصلا کیه که دلش نخواد با این سوابق درخشان من واسش کار نکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!! کلا خودبزرگ بینی را داشتی! یه خورده که پیاده راه میام...
-
نه همین دماغ زیباست ، نشان آدمیت!... یا همون اندر مباحث مترسکها!
1390/07/25 21:49
هوالمحبوب: خیلی وقته دلم یه مانتوی مشکی میخواد.حتی با اینکه این ترم دانشگاه نرفتم و حتی با اینکه این روزها فقط مجبورم اون مانتوی فرم شرکت و بعد هم آموزشگاه رو بپوشم که خوشبختانه طبق سلیقه ی من سورمه ای تشریف دارند. بعد از شرکت خوشحال و خرم میرم واسه خودم دور دور تا یه مانتوی خوشگل و البته ساده و بدون جینگیل بینگیلی...
-
من و دیگران....
1390/07/25 15:44
هوالمحبوب: بعضی وقتا بعضی اتفاقها من رو یاد بعضی آدمهای زندگیم میندازه.حتی اگه عمره بودنه اون آدم تو زندگیم به اندازه ی یک ساعت باشه.حرفه اینکه دوستی مثل زمین سیمانیه و وقتی بمونی توش فرو میری و وقتی رفتی جات تا ابد روی زمین می مونه واین جور جمله های عاشقانه ،عارفانه شاعرانه ها نه ها! نه! آدمای زندگیم جدا از من...
-
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ...
1390/07/24 13:19
هوالمحبوب: از بوی گلاب بدم می آید ، همون آب معدنی کفایت می کند... ، نگید این رانی هلو دوست داشت ، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه ، من از مورچه ها دل خوشی ندارم ! آقایون فامیل ، به خاطر من سه متر ریش نزارید ! خانوم های فامیل ، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید ، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد !...
-
سرم رو سر سری بتراش ای استاد سلمانی.....
1390/07/23 15:23
هوالمحبوب: سعی کن همیشه رو حرفت نایستی و یه کلام نباشی! سعی کن جونت بالا بیاد بعضی وقتا از موضع خودت بیای پایین سعی کن به خودت قول ندی فلان کار رو میکنم ویا نمیکنم وبعد سفت وسخت رووش مانور بدی! سعی کن نگی به جان بچه م اگه بمیرمم فلان کار رو نمیکنم ویا میکنم! سعی کن کلا سست عنصر باشی وهرطرفی باد وزید تو هم بوزی! سعی کن...
-
JusT R3L4X Eli.....
1390/07/22 04:38
هوالمحبوب: *حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ، کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند **تقریبآ همه مردم بخشی از عمرشان را در تلاش برای نشان دادن ویژگی هایی که ندارند ، تلف می کنند.... پــــــــــــ . نــــــــــــــــــ : 1.این اسپری دئودرانت Rexona ترجیحا با طعم آلو ورا حرف نداره!(شما بگو...
-
آدیــــداس مــــچکــــــریـــــم!
1390/07/21 09:41
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 هوالمحبوب: اومدم شرکت همچین خوشحال وخندان و قبلش هم کلی توی خونه مستفیض شده بودم و هنوزهم درگیر این بودم که چه طور به آقای "س" بگم که دیگه نمیخوام بیام سر کار. یه خورده سر به سر بچه ها گذاشتم وبعد پریدم پای سیستم واسه سر زدن به سایت وچک...
-
ماجرای کفشهای میرزا الــــــی !
1390/07/19 23:05
هوالمحبوب: وقتی رسیدم خونه وکفشهام رو نشون دادم فرنگیس داد زد من اینا را نمیپوشم ها!!!! گفتم :وا! اینا رو واسه خودم خریدم.کی گفت باید شما بپوشی؟ گفت :به هرحال گفته باشم من اینا را نمیپوشـــــــــــــــــــــــــــــم! (این تیکه را با داد گفت!) بعد هم رفت و پاهاش رو کرد توی کفش و گفت واسه من تنگه!شماره چند گرفتی؟گفتم...
-
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان؟
1390/07/17 20:15
هوالمحبوب: نمیدونم چرا ولی همینطوری یهو دلم میخواد ایستگاه آخر پیاده بشم .اتوبوس اون آخرین ایستگاه نگه میداره ومن زیر پل پیاده میشم ومیرم توی بازارچه.مردم در تکاپو وخوشحالند .همیشه این منظره ها من رو به شعف میاره.نق نق بچه ها وحرص خوردن مامانها وباباهای بچه بغل ومامانهای انگشت به دهن واسه انتخاب یه لباس خوشگل واسه...
-
مارا هم از این نمد کلاهـــــــــــــــــی...
1390/07/13 22:18
هوالمحبوب: Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA تمام طول روز وشرکت وخستگی و گاها چرت زدن وخندیدن ونالیدن وغر زدن وبعد ناهار خوردن و باز کارکردن و باز طفره رفتن از کار و باز کار و باز کار یه طرف ،این کلاس بعد ازظهر من با نسیم و محبوبه و فرشته و غـزل یه طرف! اصلا عشق میکنم وقتی میرم آموزشگاه.کلاس از حالت کلاس...
-
look at this photograph.....
1390/07/12 12:41
هوالمحبوب: Look at this photograph Everytime I do it makes me laug How did our eyes get so re And what the hell is on Joey's head And this is where I grew up I think the present owner fixed it up I never knew we'd ever went without The second floor is hard for sneaking out And this is where I went to school Most of...
-
دو چشم باز به یک سقف ِ خالی از همه چیز...
1390/07/11 20:27
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA هوالمحبوب: میگه خیلی وقته واسم هیچ فرقی نمیکنه.این یا اون!رووش زیاد مانور نمیده ولی انگار راس راسی واسش مهم نیست! مثل من زیاد از مهم نیست استفاده میکنه ولی غیر مستقیم! والبته با معنیه متفاوت! یعنی اونقدر مهم نیست که نیست اصلا! یاد تموم مهم نیست های زندگیم می افتم.یاد اون روز...
-
بر جوجه های غم زده ،سنگ ستم مزن...
1390/07/10 16:05
هوالمحبوب: صورتم رو تکیه دادم به شیشه ی اتوبوس و دارم حرکت مردم را نگاه میکنم که درتکاپو واسه رفتن سر کارند وبچه ها خوشحال کیف رو کوله شون دارند میرند مدرسه ودلم غش میره واسه مدرسه رفتن .نمیدونم چرا ،شاید به خاطره صداشه که ناخودآگاه جلب توجه میکنه ومن اول نامحسوس وبعد هم محسوس چشم میندازم بهش.روبه روم نشسته وداره با...